آدم شد,اهلی کردن,ایزدبانوان

رام کردن مردان

(اهلی کردن مردان)


این که همچنان می گوییم « پسر فلانی زن گرفت آدم شد» درست یادآوری آن باور کهنی ست که زن انسان شمرده می شد، و به دیگر سخن داستان «اهلی کردن» مردان یا به گونه ای گسترده تر اهلی کردن نژاد انسان است. زنان از دید آن فرهنگ توانمندیهای جادویی داشتند؛ زادن، پٌخت و پَز و کِشت و وَرز. این توانمندیها او را همچون زمین نشان می داد، زادن و خوراک دادن کارِ زمین است، جادوی زمین است. پس از اختراع خیش، مردان کشاورز شدند و جایگاه برتر یافتند. البته شیار زدن زمین همانند همخوابگی زن و مرد می نمود. افتادن کار کشاورزی به دست مردان پیامدهای دیگری هم داشت؛ پرستش ایزدبانوان جای خود را به پرستش ایزدان داد، مردسالاری و پدرتباری هم به دنبال آن پدیدار شد.

ولی این همه یکجا و یک زمان روی نداد. افزون بر آن آنچه که رویهمرفته زنسالاری و مادرتباری می خوانیم یکسره و بی کم و کاست نابود نشد. تکه هایی از آن باورها همچنان برجاست و در کار. برای نمونه، اگر چه فرمانروایی ویژه مردان شناخته می شد چه بسا زنان هم به شاهی می رسیدند. یا در تمدن عیلامی هرچند مردان شاه می شدند سزاواریشان برای رسیدن به چنین جایگاهی از راه زناشویی با مادر یا خواهرشان به دست می آمد.
داستانی، باوری، کهن در سراسر ایران رواجی دارد:
خرسِ نَری (=مردی) از کوه بیرون زده به روستا رفته دختری (=انسانی) را دزدیده به غارِ خود برده با وی زناشویی کرده آبستنش می کند. هنگام زایمان، زن جوان نیز ریختِ جانوری به خود می گیرد.
در زبان آریایی / ایرانی، که به نادرست فارسی باستان نامیده شده است، برای مرد و خرس یک واژه هست؛ اَرْسَنَ یا اَرْشَنَ. این همان واژه هست که در نام بزرگانی چند در روزگار کهن به کار رفته؛
خْشیَ اَرْشَنَ= نیرومند چون خرس، خشیارشا، یا اَرْشامَ = چیره چون خرس، نیایِ داریوش بزرگ.
(برابر آن چه که این نگارنده یافته است خرس از توتمهای بزرگ ایرانیان بود)
سپس در روزگاری دیگر زنان «کانا» یا ناقص العقل شمرده و خوانده شدند. یعنی همچنانکه مردان در فراهم کردن گذران زندگی جایگاهی برتر یافتند ایزدبانوان نیز جای خود را به ایزدان دادند و پس همهء آنچه که با زنان پیوند داشت به جایگاهی فروتر رانده شد.

آن باور پیشین و آیینهای بَرآمده از آن نشان دهندهء برتری ای زنانه هست. چنین جایگاهی، یا چنین نگرشی دربارهء زنان و جایگاه ایشان چه بٌنُدِهی یا توجیهی به پشتوانه دارد؟ همچنانکه هر نگرشی «باید» داشته باشد. پاسدار این همه چیست؟ همه را می توان در آبان یشت، یشت ویژه ایزدبانو اناهیتا = زنان یافت. همچنانکه کهنترین بخش اوستا آبان یَشت، یشتِ ایزدبانو اَناهیتا ست که توانمندی، دارایی، شاهی، زادآوری و… را از آنُ ایزدبانو و جانشینان زمینی وی یعنی زنان می داند. پس اینک که به چالش گرفته شده پیداست که بینشی دیگر سربَرآورده یا دارد سر بر می آورد، پدرتباری و مردسالاری، همان که رهنمونش در مهر یشت، یشتِ ویژهء ایزد مهر یا میترا به درازی یاد شده است. نیز از همین است که در مهر یشت مهر گاو سوار را مهرِ دروغین می خواند، چه گاو، ماه و آب در استوره های ایرانی با زنان پیوند دارند.
امروزه آنچه که از راه استوره شناسی دریافته ایم با یافته های باستانشناسی نیز گواهی شده است؛ در بینش همگانی گاهی جهان زاده و پروردهء ایزدبانویی انگاشته شده گاه ایزدی (نرینه)، از سرِنو ایزدبانویی سپس ایزدی و این چرخه همچنان در کار بوده است. پس بد دین و بیخرد دانستن این پهلوانْ قهرمانانی چون رستم و فریدون را می توان نبردی از رشته نبردهای جنگ و ستیزهء این دو بینش دید و انگاشت.
نیز نک به:


مامِ میهن / سرزمینِ پدری:
https://kukuge.at/anthropology/fatherland/

و:

ماه، آب، زن و زایش و گاو
https://kukuge.at/anthropology/moon-water-woman-and-birth-and-cow/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *