زمینِ آینده

زمینِ آینده

نوشته Kishan Khoday

قدرت استوره‌شناسی، از جمله موارد دیگر، در توانایی آن در ایفای نقشِ بستری برای روح خلاق است. استوره‌شناسی به مردم درکی از ریشه‌هایشان می‌دهد، برای مثال از طریق روایت‌هایش پیرامون ریشه‌ها و بنیان‌های کیهان و جهان، و داستان‌هایی درباره ظهور یا زوال یک جامعه. استوره، ماجراجویی‌های دلیرانه بشریت را برای چیره شدن بر سنگینی گذشته از طریق آزمایش‌ها و مصائبی که ما را به زمان حال رسانده است، بیان می‌کند.
یکی دیگر از قدرت‌های استوره‌شناسی، نقش آن به عنوان واسطه‌ای برای آینده‌نگری و تفکر خلاق در مورد آینده است. بسیاری از روایت‌های پرطنین در استوره‌شناسی، بر بیان ترس‌ها و آرزوهای جمعی جامعه برای آینده تمرکز دارند. در انجام این کار، استوره‌ها به عنوان منشوری فعال عمل می‌کنند و چشم‌اندازی آینده‌نگر را ترسیم می‌کنند که با آزمایش‌ها و مصائبی که در طول مسیر، در مسیر تحول فرد، جمع و جهان، آشکار می‌شوند، عجین شده است. یکی از راه‌هایی که استوره‌شناسی این کار را انجام می‌دهد، استفاده از پیامبران و پیشگویی‌ها است – روایت‌هایی پیرامون آینده‌های بالقوه که قدرت آینده‌نگری را در بر می‌گیرند، که معمولاً از قدرت‌های بینش فراطبیعی یا ماورایی ناشی می‌شوند. با توجه به اینکه جامعه امروز تغییرات گسترده‌ای را تجربه می‌کند، این جنبه آینده‌نگر استوره‌شناسی در بدنه استوره‌سازی مدرن برجسته شده است.
این نکته را می‌توان در فیلم، برای نمونه، به عنوان رسانه‌ای اصلی برای پیش‌بینی آینده‌های سیاره‌ای و اجتماعی مشاهده کرد. یک نمونه عالی در این مورد، فیلم «ورود» (ویلنوو ۲۰۱۶) است که از مضامین استوره‌ای به عنوان الهام‌بخشی برای بازاندیشی آینده استفاده می‌کند و اشکال جدیدی از ارتباط بین مردم، سیاره و کیهان و راه‌حل‌هایی برای معضلات وجودی مدرن را به تصویر می‌کشد. «ورود» بر فرود مسالمت‌آمیز هپتاپادها بر روی زمین تمرکز دارد. این‌ها گونه‌های مرموز فرازمینی هستند که شبیه ترکیبی از سفالوپودها (اختاپوس، ماهی مرکب و غیره) و انسان‌ها هستند و یادآور شخصیت‌های نیمه‌حیوان-نیمه‌انسان تریانتروپیک هستند که از نظر تاریخی نقش مهمی در استوره‌شناسی ایفا کرده‌اند.
هپتاپادها، که از ویژگی‌های سَرنمونه پیامبر کلاسیک هستند، حقیقتی ناخوشایند را منتقل می‌کنند – اینکه دلیل ظهور آنها در حال حاضر این است که آینده بشریت در آینده‌ای قریب‌الوقوع با خطری وجودی روبرو خواهد شد و اگر ما و همسایگان کیهانی‌مان می‌خواهیم از ویرانی یا انقراض جلوگیری کنیم، بشریت باید مسیر خود را تغییر دهد. ماهیت این بحران در زمین آینده نیز به طور مفصل شرح داده نشده است، و تنها یک مورد باقی مانده است که می‌توان علل احتمالی آن را استنباط کرد، چه شبح جنگ‌های جهانی بیشتر، چه زوال زیست‌محیطی افسارگسیخته و غیره. فیلم «ورود» مجموعه‌ای غنی از زبان و تصاویر نمادین را به همراه قدرت پیشگویی و تفکر آینده ترکیب می‌کند تا افراد حاضر در فیلم و مجموعه انسانی دنیای واقعی امروز را برای اقدام و تغییر در زمان حال ترغیب کند. در ادامه سه بینش استوره‌ای که من از فیلم گرفته‌ام، آمده است.
تَکینگی و آگاهی:
رابطه بین زمان و آگاهی، موضوعی پایدار در استوره‌شناسی در فرهنگ‌ها و دوره‌های مختلف بوده است. همانطور که کمپبل بارها در کتاب «قدرت استوره» اشاره کرده است، «ابدیت آن بُعد از اینجا و اکنون است که تفکر در قالب زمان آن را از بین می‌برد» (۸۴)؛ «مفهوم زمان، ابدیت را از بین می‌برد» (۲۸۰)؛ «تجربه ابدیت درست همین جا و اکنون… کارکرد زندگی است» (۸۵). فیلم «ورود» کار شگفت‌انگیزی در بررسی این موضوع انجام می‌دهد. به طور خاص، این فیلم به بررسی راه‌هایی می‌پردازد که زبان، تفکر و ادراک را شکل می‌دهد، به ویژه در مورد زمان و نحوه تجربه آن توسط ما. همانطور که در بالا ذکر شد، هپتاپادها با پیامی نبوی در مورد آینده، چه آینده خودشان و چه آینده ما، می‌آیند. اما این ماهیت زبان آنهاست که باعث می‌شود واقعاً به موفقیت دست یابیم.
هپتاپادها از طریق ماده‌ای شبیه جوهر سیاه که از نوک شاخک‌هایشان جدا می‌شود، ارتباط برقرار می‌کنند و کاراکترهایی دایره‌ای شکل تشکیل می‌دهند که مانند مه دانه‌دارِ تیره، برای لحظه‌ای کوتاه پیش از ناپدید شدن، در هوا شناور می‌شوند. هر «لوگوگرا» نمایانگر تجسم‌های نمادین غیرخطی از مفاهیم است، نه صرفاً حروف الفبا. دایره‌ای بودن و تَکینگی نهفته در زبان هپتاپادها مرا به یاد (آئوم) انداخت، که همانطور که کمپبل اشاره کرد، نمایانگر چرخه زندگی با سه زیربعد از شخصیت – نمایانگر خلقت، معاش و مرگ – و بعد چهارم سکوت زیربنای این سه بعد است، جایی که چرخه پدیدار می‌شود و به جایی که بازمی‌گردد. با بیان صدای شخصیت، فرد با این واقعیت و تحقق تکینگی – اینکه ما با تار و پود کیهانی زندگی و بی‌زمانی یکی هستیم – ارتباط برقرار می‌کند. به طور مشابه، هپتاپادها با ارائه روش‌های لوگوگرافیک تفکر و آگاهی به بشریت، بشریت را قادر می‌سازند تا آگاهی جدیدی را فراتر از زمان ببیند، ابزاری که بشریت در آینده می‌تواند با آن از مرزهای زمان و محدودیت‌های انسان-آگاهی عبور کند.
بشریت با استفاده از این شکل فرهنگی جدید زبان، قادر است وقایع را در طول زمان مرور و تجربه کند، با تصاویری که به طور یکپارچه بین گذشته، حال و آینده حرکت می‌کنند، نه به جلو و عقب، بلکه در یک تکینگی غیرخطی آگاهی. نکته مهم این است که هدیه به اشتراک گذاشته شده، یک فناوری سخت برای رمزگشایی کیهان نبود، بلکه قدرت نرم زبان و فرهنگ بود که منجر به یک تغییر ژرف ذهنی شد. فیلم Arrival تأثیر تمدنی عمیقی را که چنین تغییری می‌تواند به همراه داشته باشد، نشان می‌دهد.
میل به عنوان یک علت ریشه‌ای:
در ابتدای فیلم، در مسیر نخستین دیدار با هپتاپادها، دکتر بنکس، زبان‌شناس، با دیگر اعضای کاروان خود در مورد اینکه چگونه زبان اولین چیزی است که در هر جنگی مطرح می‌شود، بحث می‌کند. او به طور خاص بیان می‌کند که در زبان سانسکریت، یکی از کلمات برای جنگ، gavisti است که به معنای میل به گله بیشتر و همچنین میل به جنگ است و منعکس کننده زمانی است که زبان سانسکریت در اوج خود بود، زمانی که دارایی‌هایی مانند گله، محور قدرت بودند.
این از برخی جهات پیش‌درآمدی بود بر چالشی که بعداً در فیلم با آن مواجه شدند، جایی که آنها سعی می‌کنند یکی از نشانه‌های ایجاد شده توسط هپتاپادها را رمزگشایی کنند، که گمان می‌کردند به عنوان «سلاح» ترجمه شده است، اما بعداً به عنوان «ابزار» فهمیده شد، و موهبت این زبان جدید به عنوان ابزاری برای متحد کردن بشریت و درک بهتر زمان، همانطور که قبلاً در بالا توضیح داده شد، در نظر گرفته شده است. این سکانس نقش سرنمونه ای شخصیت‌های پیامبر را در برهم زدن صلح در بر می‌گیرد، و هپتاپادها باعث ایجاد مجموعه‌ای از تنش‌ها و درگیری‌های نزدیک به درگیری بین قدرت‌های جهانی می‌شوند، زیرا آنها در مورد اینکه آیا با زور یا گفتگو پاسخ دهند، بحث می‌کردند. همانطور که بشریت به رمزگشایی پیام به عنوان ابزار به جای سلاح رسید، اوضاع آرام شد.
به این ترتیب، فیلم «ورود» همچنین پیامی در مورد لزوم اتحاد بشریت و پیشبرد گفتگو بین تمدن‌ها دارد تا بتواند میان مفروضات و جهان‌بینی‌های فرهنگی متنوع در مورد مسائلی مانند میل و هدف، مفروضاتی که اغلب منجر به درگیری و حتی جنگ می‌شوند، پلی ایجاد کند. هدیه این ابزار برای دکتر بنکس و بقیه جهان، نگاهی اجمالی به شیوه‌ای کاملاً متفاوت از بودن و پذیرش جهان‌بینی‌های فرهنگی متعدد، چه در اینجا و چه در فراتر از زمین، است.
در نتیجه قدرت ابزار منتقل‌شده برای عبور از حجاب زمان، همانطور که در بالا توضیح داده شد، فیلم «ورود» پیامی از دگرگونی را منتقل می‌کند، مبنی بر اینکه با فراتر رفتن از دوگانگی و تمرکز بر تکینگی وجود، فرد متوجه می‌شود که زندگی وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نیست، بلکه خودِ سفر هدف است و رستگاری فراتر از یک انگیزه اولیه برای تحقق خواسته‌ها و قدرت است. همانطور که در داستان دیده می‌شود، وقتی ابزار مورد استفاده قرار می‌گیرد، بشریت این تکینگی را درک می‌کند، از خواسته جدا می‌شود و در اینجا و اکنون به خودشناسی می‌رسد. این امر در فیلم هم به عنوان یک بینش فردی و هم به عنوان یک درک جمعی تجربه می‌شود.
گروه زیست‌محیطی:
آخرین پیام کلیدی که از فیلم «ورود» دریافت کردم، ارتباط دوسویه و وابستگی متقابل بین گونه‌ها بود که از طریق ماهیت رابطه وجودی ما با هپتاپادها بیان می‌شود. علاوه بر ارتباط ما با گونه‌های دیگر در سیارات مشابه زمین که ممکن است در آن سوی کیهان باشند، این پیام به شدت با وضعیت اسفناک وجودی ما در اینجا روی زمین نیز طنین‌انداز می‌شود. ماهیت سفالوپود مانند هپتاپادها، مرا به قیاس با اختاپوس و ماهی مرکب مرموز در اعماق اقیانوس‌هایمان سوق داد، که مطالعه آنها بینش‌های جدید و خیره‌کننده‌ای در درک ما از اشکال دیگر آگاهی، فراتر از حوزه باریک انسانی ما، ارائه داده است. با تمرکز بر چالش آینده همبستگی با همسایگان در سراسر کیهان، «ورود» همچنین قیاس‌هایی با معضلات اخلاقی که در اینجا و اکنون با آنها روبرو هستیم – نقش ما در درون و مسئولیت ما در قبال «گروه زیست‌محیطی» – ایجاد می‌کند. آیا هپتاپادها را به حال خود رها می‌کنیم یا در همبستگی می‌ایستیم؟ البته همین را می‌توان امروز در مورد ساکنان زمینی دیگرمان در اینجا در خانه نیز گفت. هپتاپادها مظهر و نماد این پیام وابستگی بین گونه‌ای و سرنوشت مشترک هستند.
با این کار، فیلم «ورود» نگاهی اجمالی به یک پیمان زیست‌محیطی جدید، مبتنی بر مسئولیت بشریت برای تغییر شیوه‌های زندگی و جهان‌بینی‌هایمان، ارائه می‌دهد. برخلاف بسیاری از داستان‌های پادآرمان‌شهری درباره آینده، «ورود» پیامی امیدوارکننده از توانایی بشریت برای غلبه بر ناامنی‌های خود و درک واقعیتی گسترده‌تر، از ارزش وجودی ذاتی در اکوسیستم‌ها و تنوع گونه‌های روی زمین و فراتر از آن، و از جایگاه معرفتی آینده زمین به عنوان تنها یک کره در یک اکوسیستم کیهانی وسیع ارائه می‌دهد.
سفر جمعی:
داستان‌های علمی تخیلی به عنوان رسانه‌ای اصلی برای داستان‌سرایی پیرامون آینده‌های استوره‌ای، دوراندیشی و دگرگونی ظهور کرده‌اند. فیلم «ورود» نمونه‌ای از این دست است که به طرز درخشانی از ساختارهای استوره‌ای برای درهم‌تنیدن گذشته، حال و آینده در بینشی واحد به پیوند در حال تکامل بین فرد، جامعه، زمین و کیهان استفاده می‌کند. مثل همیشه، نگاهی به ستارگان و افق کیهانی ما به قول کمپبل، «به تخیل اجازه می‌دهد تا به جلو برود… قلمرویی کاملاً جدید برای تخیل تا آن را بگشاید و اشکال خود را زندگی کند» (billmoyers.com، «قسمت اول: جوزف کمپبل و قدرت اسطوره: ماجراجویی قهرمان»). تخیل استوره‌ای به عنوان دریچه‌ای به آینده عمل می‌کند، زیرا بشریت به دنبال راهی برای عبور از بحران سیاره‌ای خود است. ساختن آینده‌ای جمعی برای مردم و سیاره، «سفر قهرمانی جمعی» زمان ماست.

زمینِ آینده

https://www.jcf.org/post/future-earth

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *