
چرا استوره شناسی؟
« ذهن انسان برای فهم هستی نیازمند پاسخ است و اسطورهها، پیش از درک
ماهیت علم اینکار را برای بشر انجام میدادند».
میرچا الیاده
«استوره چیزی ست که هرگز اتفاق نیفتاده ولی همیشه حقیقت دارد.»
کارین آرمسترانگ
.
استورهشناسی ارزشی پایه ای دارد، زیرا؛
چارچوبهایی بنیادی برای فهم و دریافتن بشر فراهم میکند. استورهشناسی ارزشمند است زیرا توان یادگیری و نیز شناخت فرهنگی را فراهم میکند، راهنمایی اخلاقی و فلسفی در دسترس می گذارد و پدیدهها و ریشههای طبیعی را روشن می کند.
ما را به نیاکانمان پیوند می دهد.
بازنمود و روشنگریهایی برای جهان و کارآزماییها و تجربه های انسانی در دسترس می گذارد. با کاوش در آزموده ها و نمونه های بنیادی جهانی بشر، خودشناسی را توانمند میکند و با آشکار کردن معانی ژرف و حقایق جهانی در روان انسان، به گونهء ابزاری برای رشد شخصی کار میکند. استورهها همچنین به رشد توانمندی اندیشه کاوشگر و انتقادی، به ویژه در محیطهای آموزشی، کمک میکند و بر ادبیات، هنر و جهانبینی گستردهتر جوامع در گذر زمان تأثیر میگذارد.
ارزشها و باورهای میانوَندِ ما را از راه بازگفتهای جاودانه، می سازد.
استوره رهنمود میدهد. این که چرا مردم در حالت گروهی چنین یا چنان می کنند، یا چرا به کسی یا سیاستی گرایش می یابند، و به ویژه گرایشی کورکورانه، از راه استوره شناسی می شود واکاوی و بٌنیابی کرد. استوره شناسی راهی به انباشته باورهایی که در ناخودآگاه گروهی ما گرد آمده می گشاید. بی کاربردِ استوره شناسی بسا انگیزه و بٌنِ حرکات گروهی یا گرایشهای همگانیِ همه گیر ناشناس می ماند و ای بسا هیچگاه انگیزه یا انگیزه هایِ جمعی در جنبشها و موجهای اجتماعی شناخته نشود.
یکی از گسترده ترین کاربردهای استوره در مردمشناسی فرهنگی ست که خود دانشی ست برای واکاویِ ژرفایِ هستیِ جمع. بی مردمشناسی فرهنگی، و به دیگر سخن بدون استوره شناسی، آنچه درون ذهن گروهیِ ما می گذرد پنهان و ناشناخته می ماند و پس انگیزه بسیاری از گرایشها و حرکات جمعی ما که در ناخودآگاه گروهی ما انباشته شده در تاریکی و دور از دسترس خودآگاه ما می ماند و زیان چنین کمبودی بسیار است. زیرا بخش ناخودآگاه ما بسی بزرگتر از خودآگاه ما ست و ما را، چه تکی و چه گروهی، به پیش می راند بی آنکه بدانیم. آنچه ناخودآگاه فرمان می دهد از خود ما پیشی می گیرد. کاری می کنیم که زمانی دیرتر مایه شگفتی خودمان می شود؛ آیا ما بودیم که چنین یا چنان کردیم؟
چالشهای زندگی را معنا میبخشد.
آفرینندگی را الهام میبخشد. استورهشناسی پایهای از داستانهای جاودانه، درونمایه های جهانی و نمادگرایی سرشار فراهم می کند که آفرینندگان میتوانند برای روایتهای نوآورانه و آثار هنری در زمینههای گوناگون مانند ادبیات، فیلم و هنرهای تجسمی از آن بهره ببرند. استورهها با درهم آمیختن درونمایه های باستانی با پدیده های مدرن، پندار را برمی انگیزند، همدلی را پرورش میدهند و چارچوبی برای کاوش آرمانهای پیچیده در دسترس آفرینندگان می گذارند که در فرجام فرهنگ امروزه را سرشارتر کرده و داد و ستد اندیشمندانه همسخنان را برمیانگیزد.
آبشخورهای الهام:
نمونه های بنیادی یا سرنمونه ها و نمادها: استورهها شخصیتهای سرنمون (مانند قهرمان) و نگاره های نمادینی را پیشنهاد می کنند که میتوانند با زمینههای نو سازگار شوند و گستره بزرگی از رنگها را برای داستانسرایی و نگارگری فراهم میکنند.
درونمایه های جهانی:
استورههای باستانی تجربیات بنیادی انسانی مانند عشق، نیستی، قهرمانی و دگرگونی را بررسی میکنند که همچنان و تا روزگار ما پژواک دارند و به سازندگان الهام میبخشند تا این درونمایه ها را در آثار امروزی بررسی کنند.
ساختارهای داستانسرایی:
ساختارهای استورهای، مانند سفر قهرمان، ستون مهره بازگفتهای پر کشش را فراهم میکنند و میتوانند برای آفرینش داستانهای برانگیزنده در فیلمها، کتابها و بازیها به کار گرفته شود.
چگونگی پرورش آفرینندگی:
تخیل و نوآوری: کاوش در داستانها و شخصیتهای استورهای، گنجینههای سترگی از آرمانها را فراروی آفرینشگران می گذارد. اندیشیدن آفرینشگرانه را برمی انگیزد و توانایی کاوشهای تخیلی را فراهم میکند.
گزارش نو: آفرینندگان امروزی بیشتر درونمایه ها و گفتارهای استورهای را از نو به پنداشت می آورند و با درهم آمیختن نگاره های باستانی با رویدادهای کنونی، دیدگاههای تازه ای پیش می آورند و اندیشه را برمیانگیزند.
پژواک احساسی: گنجاندن نگاره ها و نمادگرایی استورهای به آفرینش تجربه فراگیری کمک میکند که به ناخودآگاه گروهی رخنه میکند و حس آشنایی و پژواک احساسی را برمیانگیزد.
پیوند فرهنگی: آثار الهام گرفته از استوره میتوانند تجربه فرهنگی مشترک را پرورش دهند، همسخنان را با درونمایه های جهانی پیوند دهند و به آنها کمک کنند تا با شخصیتهای پیچیده و دشواریهای اخلاقی کنونی درگیر شوند.
درونمایه های جهانی انسان را برجسته میکند و آنها را به یک سامانهء کٌنش (=Operating System)” فرهنگی نیرومند وا می گرداند که همچنان بر جامعه نوین کارگر شده کارسازی می کند.
دریافتن جهان و خودمان
بازگفت و روشنگری ناشناختهها:
استوره روشنگریهایی برای پدیدههای طبیعی و ریشههای جهان فراهم می آورد. آرامش و دریافت و فهم رویدادهای پیچیده را برای تمدنهای آغازین فراهم میکند.
کاوش در روان انسان: استوره از راه شخصیتها و داستانها، به سرشت انسان میپردازد و زابها یا صفات جهانی، و چگونگیِ پیچیده و گنگ نیکی و بدی را بررسی میکند
فراهم کردن معنا و انگیزه: استوره به هستی ما ساختار میدهد، به کسان و فرهنگها یاری میکند تا جایگاه خود را در کیهان دریابند و سونَمایی برای گزینشهای زندگی فراهم میکند.
پیوند فرهنگی و اجتماعی
بَرمانده یا میراث فرهنگی: استوره پیوندی بنیادی با گذشته هست، رؤیاها، آماجها و ارزشهای جامعه را نگهداری میکند و ما را به تاریخ گروهیمان می پیوندد.
تجربه همگانی انسانی:
درونمایه ها و بازگفتهای از سرِ نو یا تکرار شونده در فرهنگهای گوناگون، کارآزمایی های جهانی انسان را آشکار میکنند و حس انسانیت و پیوند را نیرو می بخشند.
راهنمایی اجتماعی:
استوره ارزشهای اجتماعی و رفتارهای پذیرفتنی بهنجار را می شناساند، الگویی برای رفتار آرمانی در دسترس می گذارد و هنجارهای یک جامعه را ساختار میدهد.
دیدگاهتان را بنویسید