
زنان: نوگرایی در جامعه ایرانی
یکی از نمونه های بد خواندن تاریخ کشور، و نمونه ای پر آوازه، فروکاستن جنبش
برابری خواهی زنان ایرانی به دیدار رضاشاه پهلوی از ترکیه و مصطفی کمال آتاترک
است. این پندار نادرست با تاریخنگاری ژورنالیستی پیوسته گسترش می یابد.
راستی آنکه این جنبش پیش از رضاشاه پهلوی و حتی پیش از مشروطه آغاز شد
و بسی شهدختان و بزرگان قاجار از آغاز کنندگان و پیگیران آن بودند.
یکی از بدخوانیهای تاریخی بزرگ هم این است که همه میگویند:
رضا شاه کشف حجاب کرد. برابر سندهای در دسترس، دست کم بیست سالی پیش از فرمانروایی رضا شاه زنها دارند در خیابانهای تهران و تبریز بیحجاب راه میروند. پنجاه سالی پیش از آن قره العین حجاب را کنار می گذارد. این که کشف حجاب از بالا آمد و تنها تصمیم رضا شاه بود، کوشش بزرگ و تاریخی زنان را نادیده می انگارد.
زنانی میآمدند، کارزار میکردند و بهایش را هم می پرداختند. افزون بر آن تنها سخن از کنار نهادن حجاب نبود، سخن بر سر جایگاه انسانی برابر برای زنان بود. از نمونه های کوششهای اجتماعی، سیاسی و نظامی زنان دهه ها پیش از رضا شاه و حتی پیش از مشروطه چندی را یاد می کنیم؛
زینب پاشای تبریزی از پیشگامان جنبش مردمی برای بهم زدن قرارداد تنباکو بود. وی همچنین در برخی جنبشهای مردمی دیگر هم کوشا بود؛
نام زینب پاشا از زمانی بر سر زبانها میافتد که ناصرالدینشاه امتیاز
خرید و فروش توتون و تنباکو را در سراسر ایران به یک شرکت انگلیسی واگذار
میکند. تبریز از نخستین شهرهایی است که در اعتراض به این معاهده پرچم
مخالفت را بلند میکند. بازار این شهر به علامت اعتراض بسته میشود و بیش
از بیست هزار نفر مسلح میشوند. به شاه تلگراف میزنند که به هیچ وجه
زیر بار این قرارداد نخواهند رفت. پس از چند روزی که از بسته شدن بازار
میگذرد، ماموران دولتی به زور ارعاب و تهدید و وعده و وعید بازاریان را
مجبور به باز کردن بازار میکنند اما چند ساعتی از باز شدن بازار نگذشته
بود که «دستهای از زنان مسلح با چادرهای به کمر بسته، در بازار ظاهر
میشوند و دست به اسلحه برده و بازار را میبندند.» رهبری این زنان
برعهده زینب بود که نقشه اعمال فشار و ارعاب ماموران دولتی را در باز
کردن مجدد بازار نقش بر آب میکرد؛ چرا که هر بار حضور زینب و یارانش با
اسلحه گرم، سنگ و چماق در بازار، توان و ابتکار عمل را از سربازان دولتی
سلب کرده بود. از دیگر عملیات معروف و مشهور تحت رهبری زینب میتوان به
مصادره انبار میرزا عبدالرحیم، قائممقام پیشکار وقت آذربایجان و حمله به
خانه و انبار نظامالعلما اشاره کرد.
ارتباط زینب پاشا با قیام مشروطه
هر چند زندگی و شخصیت زینب پاشا ابتدا در ارتباط با قیام مشروطه در تبریز
مورد توجه و مطالعه قرار گرفت اما بر طبق شواهد موجود، قریببهاتفاق
فعالیتهای وی در جهت حمایت از تهیدستان و سیر کردن خیل گرسنگانی شکل
گرفته است که به علت بیکفایتی دولت با گرسنگی و مرگ دست و پنجه نرم
میکردند و به عبارتی، سبک و شیوه مبارزات و حملات وی، همانند عیاران و
لوطیان آن زمان انجام میگرفت و هدف اصلی، غارت اموال اغنیا و محتکران و
تقسیم آن در بین فقیران بود. لذا این فعالیتها نمیتواند در راستای قیام
مشروطه تعریف شود. دلیل دیگر در تایید این نظر فوت وی قبل از امضای فرمان
مشروطیت است. دکتر سیروس برادران شکوهی معتقد است مرگ وی در تاریخ ۱۳۱۹
اتفاق افتاد در حالیکه فرمان مشروطه توسط مظفرالدین شاه در سال ۱۳۲۴
صادر شد. بنابراین قیام زینب مستقل از قیام مشروطهخواهی بود و تحت رهبری
وی پیش میرفت و هر بار دولتمردان و متمولانی را نشانه میگرفت که در
احتکار و گرانی نان و گندم نقش داشتند.
سردار بی بی مریم بختیاری نه تنها سخت پیگیر دانش آموختن زنان بود، خود فرماندهی بخشی از نیروهای بختیاری در جنگ با محمد علیشاه و بازگرداندن قانون اساسی مشروطه را در دست داشت.
انجمن آزادی زنان» که با نام «انجمن حریت نسوان» نیز شناخته می شود نیز یکی از چندین گروه هایی بود که در راه برابری زنان می کوشیدند.
کوتاهِ سخن آنچه که در دوره رضاشاه در این زمینه روی داد به بار نشستن، کم و بیش، همه آن کشش و کوششها بود، چه، پس از زمانی سخت دیرپا اکنون ایران دولتی داشت که «تواناییِ اِعمالِ آمریت» داشت.
*
ه
مشکل اینجا هست که منابع معتبر تاریخی در اختیار نیست و اگر هست که باید در همه رشته های کلاس های آموزشی مدارس متوسطه تدریس بشن
آقای عطاران گرامی. با سپاس. همین اندازه سندهایی که در دسترس هست به خوبی نشان می دهد که این اقدام بر پایه زمینه ای جاافتاده صورت گرفته است.