
جستارهایی در زمینه خودشناسی/ بیست و ششم حُسن جوئی
حُسن جوئی
(ریشه عیب جوئی احساس حقارت است)
حسن جوئی یعنی کوشش برای دیدن حسن های اصیل و واقعی در خود، دیگران، محیط زندگی، محل کار و نوع کار و غیره.
چرا حُسن جوئی :
۱- مفهوم حسن جوئی آن نیست که فقط حُسن ها را ببینیم و چشممان را روی عیب ها ببندیم، بلکه با بیشتر دیدن حُسن های خودمان، محیطمان، دیگران و کارمان روحیه امان را قوی تر کنیم تا بتوانیم قدرت دیدن عیب هایمان راپیدا کرده و برای آنها فکری کرده و رفعشان کنیم.
۲- ریشه عیب جوئی احساس حقارت است و کسی که از خود و دیگران عیب جوئی می کند احساس حقارت را در خود زیادتر می کند و کسی که از خود و دیگران حسن جوئی می کند اعتماد به نفسش را زیادتر می کند. شاید شخص عیب جو فکر کند که با عیب جوئی از دیگران آنها را از ارزش می اندازد ولی بر عکس چون خواستگاه عملش احساس حقارت است پس بااین کاراحساس حقارت را بیشتر در خودش تحکیم می کند(چون انجام هر عملی انگیزه انجام آن رادر انسان تحکیم می کند).
هیچ به یاد می آورید که بعد از یک توفیق دلچسب دنیا را چگونه می بینید؟
زیبا، شاد، دوست داستنی و…..
قبل از اینکه وارد خانه شویم بهتر است که از اهل خانه حسن جوئی کنیم .
قبل از اینکه بزنی زنگ درت حسنجوئی کن کمی از همسرت
استاد خواجه نوری
فواید حسن جوئی :
۱- توجه به زیبائی ها و نیکی ها انسان را شاد و خوشحال می کند و از رنجوری او می کاهد.
۲- هر انسانی حتما” حسن هائی دارد و توجه به حسن های دیگران و خود و خوبی هائی که دارند انسان را خوشحال تر و امیدوارتر می کند و مهر فرد را به خودش و دیگران بیشتر می کند.
– وقتی که حسن ها و کارهای خوب دوستان و نزدیکانمان را می نویسیم مهرمان نسبت به آنها و به خودمان بیشتر می شود و از رنجش و بدبینی مان کم می شود.
– در حالیکه توجه به عیب ها و زشتی های دیگران انسان را نا امید و رنجور و بدبین می کند و روز به روز مهر شخص به خودش و دیگران کمتر می شود.
۳- حسن جوئی انسان را محبوب تر می کند و انسان حسن جو به نظر دیگران دوست داشتنی تراست.
۴- عمل کردن به حسن جوئی عادت به عیب جوئی از دیگران را که در بعضی از افراد راسخ شده از بین برده و جایگزین آن می شود و آدم عیب جو را که همه کس از او فراریست، به موجودی عزیز تبدیل می کند.
۵- خوش بینی به خود و دیگران بیشتر شده و بدبینی که باعث افزایش عناد بخود است کم می شود.
۶- اعتماد به نفس فرد بالا رفته و شادتر و امیدوارتر می شود.
۷- حسن جوئی اختیاری عامل مهمی است برای تمرین تمرکز و تقویت نیروی تمرکز.
۸- عادت به حسن جوئی از انسان یک موجود شاکر می سازد.
۹- حسن جوئی از ابتلاء کسانی که زمینه پارانویا دارند، به این بیماری جلوگیری می کند.
۱۰- حسن جوئی دامنه دوستی هارا وسیع تر می کند در حالیکه عیب جوئی دامنه دشمنی هارا زیادتر می کند.
۱۱- آدم حسن جو از سلامت روان بالاتری برخوردار است.
۱۲- آدم حسن جو با محیط خود سازگار تر است.
۱۳- داروی درد سیری از سهل الحصولی جیره بندی مهر و عشق است آن هم در حالیکه ما از دیگران حسن جوئی می کنیم ولی درحسن گوئی جیره بندی میکنیم.
۱۴- همانطور که غرغر و نق نق مسری است وقتی که ما حسن جوئی می کنیم این رفتار نیز به دیگران سرایت می کند و باعث بازگشت سلامتی به اجتماعات می شود.
ملاک خوشبختی :
۱- چقدر قادری که دوست بداری و چقدر قادری کاری کنی که دوستت داشته باشند.
۲- چقدر خلاقیت مفید داری و چه اندازه قادری که دیگران را به خلاقیت مفید ترغیب کنی.
۳- چقدر توانائی و شوق آموختن داری و چقدر برای دیگران آموزنده ای.
۴- چقدر قادری زیبائی ها و نیکی ها را ببینی و چقدر قادری نیکی و زیبائی بیافرینی.
۳- انسان نیازمند یاری انسانهای دیگر است و حسن جوئی مهر دیگران را نسبت به ما زیاد می کند و حسن همکاری آنها را بر می انگیزد.
موانع حسن جوئی:
۱- درک نکردن حقایق مربوط به فواید و اثرات این کار
۲- عادت به عیب جوئی.
۳- یکی از صفات بشر سیری از سهل الحصولی است:
۱- مثل خواستگاری که خیلی مشتاق است ولی به محض ازدواج کردن اشتیاقش فروکش می کند.
۲- قدر ناشناسی فرزندان نسبت به والدین و اینکه فکر می کنند که هرچه پدر و مادر برایشان کرده اند وظیفه شان است.
۳- اشیاء بدلیل صعب الوصول و یا کمیاب بودنشان با ارزش می شوند نه بدلیل کارآئی و فوایدشان.
۴- باورهای غلط:
– اگر حسن کسی را به او بگوئی پررو می شود و مغرور.
– بعضی باور دارند که برای ارزان بدست آوردن خدمات دیگران باید توی سرشان زد. (مثل کالا و ابزار باید با دیگران برخورد کرد)
– بعضی معتقدند که آدم ضعیف و مقهور و با ضریب هوشی پائین محبت می کند و حسن های دیگران را می بیند ولی ما معتقدیم که:
کمال و حسن عمل بین نه نقص و گناه
که هرکه بی هنر افتد نظر به عیب کند
حافظ
۵- اشخاص سلطه جو: سلطه جو با بزرگنمائی عیب دیگران و تحقیر آنها سعی می کند که همیشه آنها را زیردست نگه دارد و خودش بالادست و برتر باشد.
۶- اعتیاد به انتقامجوئی: میل به انتقامجوئی و تنبیه دیگران وقتی به صورت عادت در انسان درآمد مانع بزرگی بر سر راه حسن جوئی می شود. اولین چماق ما برای تنبیه، عیب حوئی است و هر چه به عیب جوئی ادامه دهیم کینه توزتر و عنود تر خواهیم شد و روز بروز تحقیر و زورگوئی و مخالفت و ملامت و…. در ما بیشتر خواهد شد چون بدلیل حالت عناد و میل به انتقامجوئی ناشی از احساس اجحاف مزمن، بیشتر مایلیم بزنیم، تنبیه کنیم و انتقام بگیریم تا حسن جوئی کنیم.
پیش چشمت داشتی شیشه کبود لاجرم دنیا کبودت می نمود
مولوی
۷- کمال طلبی: کمال طلب بی منطق و مبالغه آمیز همه چیز را در حد کمال می خواهد، بنابراین دائم در حال دیدن عیب در خود و دیگران است.
۸- پیش داوری: به علت پیشداوری غلط (که می تواند ناشی از تعکیس رفتار خود باشد) حسن جوئی و حسن گوئی افراد را ریاکاری و دغلی می بینیم و خودبخود از آن احتراز می کنیم به عبارت دیگر: کافر همه را به کیش خود پندارد
۹- رنجش: رنجش از خود و دیگران. اگر حسن جوئی کنیم رنجش هایمان از بین می رود پس عیب جوئی می کنیم تا به خودمان حق بدهیم که رنجش داشته باشیم
۱۰- منفی بینی: دید آدم منفی بین و بدبین معوج است و نیمه خالی لیوان را می بیند و قادر به دیدن حسن ها و نیمه پر لیوان نیست.
یعنی همیشه کاستی ها را می بیند و از دیدن امکانات موجود و داشته ها عاجز است.
نتیجه بحث حسن جوئی:
اگر می خواهید خوشبخت شوید، خود یافته شوید، رابطه تان با خودتان و با انسانهای اطرافتان و کارتان بهتر شود آنقدر تکنیک حسن جوئی را تمرین کنید تا خوی و عادت شما شود.
کار ما تمرین کردن و شدن است
با دانستن به جائی نمی رسیم ولی با تمرین به همه جا می رسیم.
پس از امروز تا یک هفته روی
حسن های خودمان، نزدیکانمان و دوستانمان
حسنهای محیطمان وکارمان تمرکز
کرده وآنهارا لیست و مرورمی کنیم.
Print
Privacy Statement | Terms Of Use
Copyright 2010 by DotNetNuke Corporation
دیدگاهتان را بنویسید