
جستارهایی در زمینه خودشناسی/ بیست و هشتم:بخشودن/عفو
عفو یعنی چه؟
۱- گذشتن از خطای کسی.
چه خطایی؟
به ما توهین کرده، به ما بی مهری کرده، به ما خیانت کرده.
۲- گذشتن از جرم کسی.
چه جرمی؟
به ما خسارت زده، به ماصدمه زده، ما او را مجرم می دانیم یا قانون؟
۳- گذشتن از حق خود.
چه حقی؟
۱- حقی را که قانون به ما می دهد پامال کرده، یا میل ما را که جایگزین حقمان شده نادیده گرفته؟
حال اگر کسی به ما توهین، بی مهری وخیانت کرده ویا خسارت و صدمه زده و یا حقمان را پایمال کرده عملش بازتابی از واکنش های عصبی یا باور ما بوده یا خیر؟
مثال ۱: با یک جانی شرور در تلویزیون مصاحبه می کردند و از او پرسیدند آیا از دیدن رنج و عذاب خانواده مأموری که در بانک کشتی احساس ناراحتی نمی کنی؟ با خونسردی گفت نه چون تقصیر خودش بود که به تهدید من توجه نکرد وکشته شد.
مثال۲: آقایی که دم به ساعت به همسرش خیانت می کرد از خانمش به دلیل عشوه گری و نظر بازی با مردان دیگر به شدت رنجش داشت و او را فردی متجاوز به حقوق خودش می دانست و از او کینه به دل داشت در حالیکه این پرتوی بود که خودش روی خانمش می انداخت.
مثال ۳: آقایی خیلی نسبت به خانواده اش در تمام امور مادی و معنوی و عاطفی سخت گیر بود، ولی دائم از اینکه همسر و فرزندانش او را به اندازه کافی دوست ندارند و احترام نمی گذارند شکایت داشت.
راه حل:
واکنش سنجی:
وقتی از کسی کینه ای به دل داریم و بدون رسیدگی به علت این کینه، دائم آزار رادر ذهن خود حفظ می کنیم حتماً باید واکنش سنجی کنیم. چرا؟ چون نبخشودن و کینه داشتن نقش مهمی در پایداری غرورها، بایدها، نبایدها، وتوقعات عصبی در ما دارد. چون کینه پایدار بازتابی (تعکیسی)از عناد به خود است.
واکنش مهرطلبانه
مهرطلب دائم احساس اجحاف، بی کسی، بی پناهی، و قربانی بودن می کند. معمولاً انسان از آدم زور گو، خائن، آزار دهنده، و ظالم بدش می آید و کینه دارد ولی مهرطلب چون از تجربه کردن احساس کینه و رو در رو شدن برای احقاق حق فراریست پس آزار را به فرم های تغییر یافته فوق احساس می کند. از طرفی معنی آن این نیست که حتما ًیک زورگو، خائن، آزار دهنده و ظالم یک جائی وجود دارد و دائم مهر طلب را آزار میدهد بلکه توقعات عصبی وبرآورده نشده وی نیز این احساسها را در او زنده می کند.
حال ببینیم نقش عفو در اینجا چگونه است.
وقتی می خواهیم کسی را عفو کنیم معنی اش این نیست که واقعیت را نبینیم، بلکه رفتاری را که احساسات آزار دهنده فوق را ایجاد می کند بنویسیم و واضح ببینیم و برای احقاق حقوق از دست رفته مان راه پیدا کنیم. بدون اینکه کینه ای از طرف مقابل داشته باشیم. چون هر رفتاری باعث تحکیم انگیزه آن در ما می شود.
با یک تیر دو نشان می زنیم:
۱- قلبمان را از کینه پاک کنیم.
۲- رفتار مهر طلبانه مان را اصلاح کرده و برای احقاق حقمان تلاش کنیم.
مثال: فلانی منافع مرا پایمال کرده و من صدایم در نیامده. آیا بهتر نیست بجای احساس اجحاف کردن مداوم ، با رفتار از پیش تعیین شده حقوقم را احقاق کنم؟
یا اینکه انتظار دارم او خودش حقوق مرا به من برگرداند. من را که اینقدرخوب، با محبت، با گذشت و … هستم.
مهرطلب انتظار دارد بدون اینکه از دیگران چیزی بخواهد آنها نیازهایش را درک کرده و فراهم کنند و اگر نکردند احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف می کند. هر چند که کینه خود را حس نمی کند ولی این احساس بی کسی، ناخواستنی بودن و اجحاف رهایش نمی کند. از طرف دیگر زخم غرور هم می خورد چون فرضش بر آنست که چون خوب و مهربان و باگذشت است پس همه باید نیازهای او را درک کرده و برطرف کنند.
واکنش برتری طلب
هر چقدر که مهر طلب فکر می کند عفو و گذشت می کند برتری طلب از اینکه عفو و گذشت کند احساس بی عرضگی، حقارت، خفت، کوچکی و سرشکستگی می کند.
پس در واقع برتری طلب نه تنها عفو نمی کند بلکه تمام رنجش هایش را با توجیهات عصبی خود زنده نگه می دارد تا بتواند انتقام جویی کند.
دائم از اینکه دیگران خنگ و کودن ، نادان و کم فهم، بی شعور و احمق، خطا کار و دزد، بی عرضه و چلمن، دروغگو و فریبکار هستند عصبانی است آنها را مسخره و تحقیر می کند واعتقاد دارد هر چه بر سر این مردم می آید حقشان است.
پس اگر عفو کند یعنی باید از برج عاجش بیاید پایین و هم سطح بقیه شود و این برایش عذاب آور است.
واکنش عزلت طلب
عزلت طلب که رنجش هایش را به صورت احساس تحمیل، فشارو قید حس می کند بیشتر از هر چیزی سعی می کند از این همه موجودات مزاحمی که همه چیز را به او تحمیل می کنند و او را تحت فشار و قید قرار می دهند کناره بگیرد و در نتیجه به جای اینکه اطرافیان خود را ببخشد و با آنها تعامل داشته باشد از آنها دوری می کند. همسرش را رها می کند و با دیگری می آمیزد و دچار تلون مزاج و هرزگی می شود مدام کارش را رها می کند و به سراغ کار دیگری می رود.
اگر هر روز می رود به دنبال یک شریک زندگی جدید معنی آن است که آن قبلیها همه چیز را به او تحمیل می کردند و اصلاً معنیش این نیست که او قدرت تعامل ندارد!.
اگر هر روز کارش را عوض می کند تقصیر همکارانش است که نمی توانند با او درست کار کنند و محیط را برای او مثل یک منگنه تنگ می کنند.
در واقع با انداختن گناه به گردن دیگران (تعکیس) سعی می کند از دیدن اشکالهای خود فرار کند.
عوامل تشدید انتقام جوئی و عدم بخشش و عفو
۱- مقایسه خود با دیگران و حتی مقایسه دیگران با هم.
۲- زیاد کردن توقعات از خود و دیگران.
۳- عاقل، دانا، باهوشتر دیدن خود از دیگران.
۴- برتر دیدن خود از دیگران.
۵- کوچکتر دیدن خود از دیگران.
۶- مزاحم دیدن دیگران.
روش تمرین عفو:
۱- حُسن جویی از خود، دیگران ، محل کار و محل زندگی.
۲- تمرین دائم پند نهم از ده پند پنا :
” به نفع توست که مهر او را تجسم کنی تا کین او را.”
منظور از” او” هم دیگران، هم خودمان است.
۳- تمرین احترام به خود و دیگران.
۴- تمرین مهر اصیل و بدون قید و شرط و بدون انتظار به آن فرد و خودمان.
۵- تمرین اینکه آدم بد وجود ندارد و آنکه بدش می خوانند، یا مریض است و نا بالغ و یا شرطی و بد عادت.
۶- سعی در درک خود و دیگران
“همه فهمیدن همه بخشیدن است”
ویکتورهوگو
۷- سعی در درک حساسیت ها و شرطی های خود و دیگران.
۸- باور این واقعیت که مهر بهتر و بیشتر از کینه و دشمنی به کارمان می آید.
۹- باور این واقعیت که وقتی خودمان را عفو می کنیم قدرت عفو دیگران را پیدا می کنیم و در واقع کینه و عناد به دیگران بازتاب و تعکیس عناد به خودمان است.
۱۰- باور اینکه درعفو قدرتی است که در انتقام نیست.
۱۱- تمرین قدر شناسی.
۱۲- محشور شدن با کسانی که احساس شادی، مهر ور ضایت از خود ما را بالا برده و عناد به خودمان را کم می کنند.
۱۳- پرهیز از بدبینی، گله از خود، دیگران، محیط و روزگار.
۱۴- کوشش در عفو خود از اشتباهاتی که در کار، زندگی و روابط انسانی داشته ایم:
جز آنکه نمودی دیگر هیچ نمی توانستی کنون ببین به علاجش چکار بایستی.
استاد خواجه نوری
۱۵- ترک عادت غر زدن به مسائل و مشکلات شخصی، خانوادگی و اجتماعی
۱۶- تمرین حلم و تلرانس.
۱۷ – رنجش زدائی مداوم.
Print
Privacy Statement | Terms Of Use
Copyright 2010 by DotNetNuke Corporation
دیدگاهتان را بنویسید