اغواگری,افسونگر,زنباره

روانشناسیِ زنبارگی / Womanizing Psychology

Mental Health Library

کشفِ معمایی روانی که مرد را به درگیر شدن در تعقیب بی امان زنان سوق می دهد و ردی از قلب های شکسته را در پی او به جا می گذارد، کاری پیچیده است که در اعماق ذهن انسان کاوش می کند. زنباره، شخصیتی که در فرهنگ عامه هم مورد احترام و هم مورد تحقیر قرار می گیرد، از دیرباز مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. اما چه چیزی باعث این رفتار می شود؟ چه ساز و کارهای (=مکانیسمهای) روانی در زیر سطح جذابیت و اغواگری در حال بازی هستند؟

بیایید با ترسیم تصویری از زنباره ای معمولی شروع کنیم. او افسونگری ست خوش سخن در میخانه، کازانووا در اداره یا دوستْ پسرِ سریالی که به نظر می رسد هرگز آرام نمی گیرد. ویژگی تعیین کننده او؟ اشتهای سیری ناپذیر برای جلب توجه و تسخیر زنان. اما فریب زرق و برق هالیوود را که اغلب با این سبک زندگی مرتبط است، نخورید. واقعیت بسیار پیچیده تر و اغلب کمتر فریبنده است.

زنباره ها در شکل‌ها و اندازه‌های مختلف هستند، اما برخی از ویژگی‌های مشترک دارند. آنها معمولاً کاریزماتیک، با اعتماد به نفس (حداقل در ظاهر) و در خواندن و دستکاری نشانه های اجتماعی ماهر. آنها در ایجاد احساس خاص بودن در زنان مهارت دارند… تا زمانی که این کار را نکنند! مثل این است که آنها در حال بازی کردن یک بازی پر احساس هستند، همیشه آماده هستند تا قبل از اینکه خیلی واقعی شوند، این ارتباط را منتقل کنند.

اکنون، ممکن است تعجب کنید که این رفتار چقدر رایج است. خُب، تعیین اعداد دقیق دشوار است، اما بیایید بگوییم که آنقدر رایج است که می شود آن را سرْنمونه ای شاخص دید. از عاشقان افسانه‌ای تاریخ گرفته تا هنرمندان پیکاپ مدرن، «زنباره» چهره‌ای ماندگار در فرهنگ‌ها و دوره‌ها بوده است.

روانشناسیِ پشت تعقیب:
بنابراین، در سرِ زنباره چه می گذرد؟ دوستان من، این شبکه ای درهم تنیده از عوامل روانی ست. بیایید آن را باز کنیم، خُب؟

اول از همه، ما ترس از صمیمیت و تعهد داریم. مثل این است که این بچه ها تنگه هراسان احساسی هستند. فکر سرْکردن با یک نفر؟ وحشتناک! آنها ترجیح می دهند همه چیز را در حد سطح نگهدارند و از یک فتح به فتح بعدی بپرند. اینطوری امن تر است، می بینید. اگر هرگز اجازه ندهید کسی وارد شود، خطر آسیب دیدن وجود ندارد، درست است؟ اما عامل اصلی اینجاست – این ترس اغلب از یک ناامنی عمیق ناشی می شود. بله درست شنیدید آن نمای بیرونی مطمئن؟ اغلب یک نفْسِ شکننده را پنهان می کند که نیاز به تأیید دائمی دارد. هر فتح جدید مانند اندکی تقویت عزت نفْس آنها است. انگار دارند فکر می کنند، “می بینید؟ من مطلوبم. من شایسته هستم.” اما این راه حلی موقت است، مانند تلاش برای پر کردن یک سطل نشتی. مهم نیست که چقدر زنان را مجذوب خود می کنند، هرگز کافی نیست.

حالا بیایید در مورد خودشیفتگی صحبت کنیم. همه زنباره ها خودشیفته‌های تمام عیار نیستند، اما بسیاری از آنها ویژگی‌های خودشیفته را نشان می‌دهند. آنها اغلب خودْمحور هستند، فاقد همدلی هستند، و احساسِ بزرگیْ از اهمیت خود دارند. آن‌ها زنان را به‌عنوان چیزهایی می‌بینند که باید به دست بیاورند، و نه افرادی که احساسات و نیازهای ویژه خودشان را دارند. همه چیز در مورد هیجان تعقیب و گریز و تقویت نفْسِ فتح است. مسائل مربوط به سبک دلبستگی نیز در اینجا نقش زیادی دارد. آن مقاله روانشناسی سوئینگ: کاوش در طرز فکر و انگیزه های سوینگرز را به خاطر دارید؟ خُب، اصول مشابهی در اینجا اعمال می شود. بسیاری از زنبارگان دچار آن چیزی اند که روانشناسان آن را “سبک دلبستگی اجتنابی” می نامند. آنها خیلی زود یاد گرفته اند که وابستگی عاطفی به دیگران بی خطر نیست، بنابراین همه را در کنار هم نگه می دارند.

پس مردانی دیده می شوند که دائماً در تک و پوی ایجاد ارتباط با زنان متعددی هستند. چرا؟
دوران کودکی: ریشه همه چیز؟
مانند بسیاری از مسائل روانشناختی، ریشه های زنبارگی اغلب به دوران کودکی بازمی گردد. تجربیات اولیه در روابط و دلبستگیها می تواند نحوه برخورد شخص با صمیمیت را در بزرگسالی شکل دهد.

به عنوان مثال، پسری که با مادری از نظر عاطفی دور یا دسترس ناپذیر بزرگ شده است، ممکن است دیدگاهی منحرف از روابط با زنان داشته باشد. او ممکن است یاد بگیرد که به دنبال جلب توجه و تأیید از زنان باشد، اما هرگز از نظر عاطفی با آنها ارتباط برقرار نکند. مثل این است که او دائماً در تلاش است تا خلأ ناشی از آن رابطه اولیه مادری را پر کند.

الگوسازی والدین نیز نقش مهمی ایفا می کند. اگر پسری با تماشای رفتار پدرش با زنان به عنوان یک بار مصرف بزرگ شود یا ببیند مادرش چنین رفتاری را پذیرفته است، می تواند این رفتار را در ذهنش عادی کند. او ممکن است به این باور برسد که مردان باید دقیقاً چنین رفتار کنند. ستاره آزاد! و تأثیرات اجتماعی را فراموش نکنیم. فرهنگ ما اغلب از الگوی قدیمیِ “بازیکن” (=آرتیسته!) تجلیل می کند و آن را به عنوان نمادی از مردانگی و موفقیت معرفی می کند. از جیمز باند تا آخرین اشعار رپ، پیام واضح است: مردان واقعی به دام نمی افتند، تسخیر می کنند. آیا جای تعجب است که برخی از مردان این پیام را درونی می کنند؟
عصب شناسی زنبارگی:
اما همه چیز در حیطه روانشناسی نیست. عصب شناسی جذابی نیز در اینجا وجود دارد. آیا تا به حال در مورد اثر کولیج در روانشناسی شنیده اید: کشف تازگی و میل جنسی؟ این پدیده ای است که در آن مردان (و تا حدی کمتر، زنان) هنگام معرفی به اشخاص یا معاشران جدید علاقه جنسی دوباره نشان می دهند. این اثر با دوپامین، ماده شیمیایی پاداش مغز، هدایت می شود. برای زنبارگان، هر فتح جدید باعث افزایش دوپامین می‌شود. این وضعیت مانند دارویی با دُز بالا است، و درست مانند داروها، آنها بیشتر و بیشتر نیاز دارند تا اثر مشابهی دریافت کنند. این وضعیت می‌تواند به چرخه‌ای از رفتار اعتیادآور منجر شود، جایی که آنها دائماً به دنبال «جرقه» بعدی از تازگی و هیجان هستند.

هورمون ها هم نقش دارند. تستوسترون، هورمون جنسی مردانه، با میل جنسی بالاتر و رفتارهای پرخطر مرتبط است. برخی از مطالعات نشان می دهد که مردانی که سطح تستوسترون بالاتری دارند ممکن است بیشتر درگیر استراتژی های جُفتجویی کوتاه مدت باشند. با این حال، توجه به این نکته مهم است که هورمون ها به تنهایی رفتار را تعیین نمی کنند. آنها به روش های پیچیده ای با عوامل روانی و اجتماعی تعامل دارند.

درون ذهن زنباره:
اکنون، بیایید به الگوهای شناختی و سیستم های اعتقادی که رفتار زنبارگی را هدایت می کنند، بپردازیم. کمی شبیه نگاه کردن به یک آینه دَق است – همه چیز کمی تحریف شده است.

اولاً، عینیت بخشی وجود دارد. زنبارگان اغلب زنان را نه به عنوان یک انسان کامل، بلکه به عنوان فتوحاتی که باید به دست آورد یا غنائمی که باید فراچنگ آورد، نگاه می کنند. این وضع کمی شبیه روانشناسی Hypergamy: Exploring Mate Selection and Social Dynamics است، اما برعکس. به جای اینکه زنان به دنبال شریک با موقعیت بالاتر باشند، این مردان هستند که شریک هایی مانند کارت های پوکمون را جمع آوری می کنند.

دیدگاه های آنها در مورد عشق و روابط اغلب به همان اندازه منحرف است. آنها ممکن است عشق را با مالکیت یکسان بدانند یا روابط را به عنوان جنگ قدرت در نظر بگیرند. صمیمیت عاطفی؟ این نظر ساده لوح هاست. مردان واقعی به آن چیزهای لطیف نیاز ندارند، درست است؟ (اشتباه است، اما سعی کنید این را به آنها بگویید.) و سپس منطقی سازی ها وجود دارد. آه پسر، زنباره ها استاد ژیمناستیک ذهنی هستند. آنها به خود (و هر کسی که گوش بدهد) می گویند که آنها فقط از زندگی “لذت می برند” یا در واقع به زنان لطف می کنند که آنها را با وعده های دروغین تعهد جذب نمی کنند. این روش مکانیسمی دفاعی است، راهی برای جلوگیری از رویارویی با مسائل عاطفی واقعی در بازی.

مهمانی هرگز به پایان نمی رسد… یا آیا؟
ممکن است فکر کنید، “خُب، این معامله ای بسیار شیرین برای زنباره به نظر می رسد. جنبه منفی هم دارد؟” همانطور که معلوم است، فراوان.

اول از همه، این سبک زندگی می تواند آسیب جدی به رفاه عاطفی وارد کند. مطمئناً، اوج اولیه فتح وجود دارد، اما اغلب با پوچی و نارضایتی همراه است. این وضع کمی شبیه روانشناسی دختر مهمانی است: پرده برداری از انگیزه ها و رفتارهای پشت سبک زندگی. مهمانی ممکن است در لحظهْ سرگرم کننده باشد، اما در درازمدت احساس پوچی به شما دست می دهد. بیایید در مورد تأثیر آن بر روابط طولانی مدت صحبت کنیم. بسیاری از زنبارگان متوجه می شوند که وقتی می خواهند به آرامش برسند، باید برای ایجاد ارتباطات معنی دار تلاش کنند. آن‌ها آنقدر وقت صرف کرده‌اند که مردم را در فاصله ای امن از خود نگهدارند که نمی‌دانند چگونه به کسی اجازه ورود بدهند. مثل این است که فراموش کرده‌اند چگونه به زبان صمیمیت صحبت کنند.

اما خبر خوب اینجاست: تغییر ممکن است. با خودآگاهی، درمان و تمایل به رویارویی با مسائل خود. زنباره ها می توانند یاد بگیرند که روابط سالم و رضایت بخشی ایجاد کنند. این کار آسان نیست – مستلزم رویارویی با ترس ها و ناامنی های عمیق است. اما برای بسیاری، پاداش ارتباط واقعی ارزش تلاش را دارد.

معمایِ اُتراق یک شبه! :

اکنون، ممکن است از خود بپرسید که چگونه رابطه ای یک شبه در این تصویر جای می گیرد. آخر آیا این قوُتِ لایموت(روانی) زنباره نیست؟ خُب، به این سادگی نیست. در حالی که زنباره ها اغلب ارتباط یک شبه هم برقرار می‌کنند، اما هر کسی که قراری یک شبه می گذارد، زنباره نیست.

روانشناسی رابطه یک شبه:

کاوش در علم پشت برخوردهایِ جنسیِ گاه به گاه، به خودیِ خود رشته تحصیلی جذابی ست. برای برخی، این برخوردها راهی برای کشف تمایلات جنسی بدون تعهد است. برای دیگران، آنها تلاشی نادرست برای یافتن ارتباط هستند، و برای زنباره؟ آنها اغلب فقط یک نقطه دیگر در پایه تخت هستند، یک ضربه دیگر از میزان دوپامین که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم.

اما نکته اینجاست: در حالی که برنامه های یک شبه برای برخی می تواند سرگرم کننده و حتی نیروبخش باشد، به ندرت نیازهای عاطفی عمیق تری را که باعث رفتار زنبارگی می شود، برآورده می کند. مانند تلاش برای رفع تشنگی با آب نمک – ممکن است برای لحظه ای احساس خوبی داشته باشید، اما شما را تشنه تر از همیشه می کند.

دیدگاه زنان:
ما زمان زیادی را بر سر زنباره ها گذراندیم، اما در مورد زنانی که آنها دنبال می‌کنند چطور؟ درک روان‌شناسی برانگیختگی زنان: کشف پیچیدگی‌های واکنش جنسی زنان می‌تواند روشن کند که چرا زنباره ها گاهی اوقات در فعالیت‌های خود موفق هستند.

بسیاری از زنان جذب اعتماد به نفس و جذابیتی می شوند که زنباره ها از خود ساطع می کنند. چیزی هیجان انگیز در مورد تعقیب شدن وجود دارد، احساس خواسته شدن. و اجازه دهید با آن روبرو شویم، برخی از این افراد واقعاً در کاری که انجام می دهند خبره هستند. آنها می دانند چگونه به یک زن احساس خاص بودن بدهند، حتی اگر فقط برای یک شب باشد.

اما نکته اینجاست: در حالی که جذابیت اولیه ممکن است قوی باشد، بسیاری از زنان به سرعت نمای پشت دیوار را می بینند. آنها متوجه می شوند که بیرونی جذاب، درونی از نظر احساسی در دسترس را پنهان می کند، و برای زنانی که به دنبال ارتباط واقعی هستند، این موضوع معامله شکن است. شایان یادآوری ست که همه زنان به جذابیت های زنباره ها علاقه ندارند. برخی، به ویژه آنهایی که عزت نفس قوی و مرزهای مشخص دارند، می توانند این رفتارها را از یک فرسنگ دورتر تشخیص دهند. این حالت کمی شبیه روانشناسی زن سرسخت است: کشف پیچیدگی های رفتار با اراده قوی. این زنان ارزش خود را می دانند و از درخواست رفتار درخور نمی ترسند.

سمت تاریک اغواگری:
اکنون، مهم است که مرزی روشن بین رفتارهای زنبارگی و شومتر از آن را ترسیم کنیم. در حالی که زنباره ها ممکن است از نظر عاطفی احساسات طرف را دستکاری کنند، معمولاً در محدوده رضایت عمل می کنند. با این حال، برخی از تاکتیک‌های روانشناختی که آن‌ها استفاده می‌کنند می‌توانند به قلمروی تاریک‌تر منحرف شوند.

اینجاست که باید در مورد روانشناسی دلالِ محبت (پا انداز) صحبت کنیم: رونمایی از تاکتیک های دستکاری استثمار. در حالی که دلال‌ها و زنباره ها بسیار متفاوت هستند، اما می‌توانند تاکتیک‌های مشابهی را برای دستکاری و کنترل احساسی به کار ببرند. این طیفی از رفتار است، با معاشقه بی ضرر در یک سر و استثمار آشکار در سوی دیگر.

تفاوت کلیدی؟ نیت و احترام به مرزها. مردی زنباره، با وجود تمام خطاهایش، معمولاً وقتی قاطعانه طرد می شود، عقب نشینی می کند. یک فرد درنده تر ممکن است نه. تشخیص این تمایزات و آگاهی از علائم هشدار دهنده رفتارِ واقعاً مضر، بسیار مهم است.

راه بهبودی:
بنابراین، این نابسامانی یا عارضه ما را کجا رها می کند؟ آیا زنباره محکوم به زندگی پر از فتوحات کم عمق و روابط نافرجام است؟ نه لزوماً. تغییر ممکن است، اما نیاز به تفکر عمیق و اغلب کمک حرفه ای دارد.

نخستین گام، شناساییِ مشکل است. بسیاری از زنباره ها رفتار خود را مضر و زیانبار نمی‌دانند – حتی ممکن است آن را به‌عنوان نشان افتخار به سینه بزنند. اما اذعان به ضرر عاطفی این سبک زندگی، هم بر خود و هم برای دیگران، بسیار مهم است. درمان می تواند در این فرآیند فوق العاده مفید باشد. این فضا فضایی ست امن برای کشف علل اصلی رفتار زنبارگی – آن تجربیات دوران کودکی، مسائل دلبستگی و ناامنی های عمیقی ست که پیشتر درباره آنها سخن گفتیم. یک درمانگر خوب می تواند به بازگشایی این مسائل و ایجاد ساز و کارهای (=مکانیسمهای) مقابله ای سالم تر کمک کند.

برای برخی، گروه های حمایتی نیز می توانند سودمند باشند. شنیدن سخنان دیگرانی که با مسائل مشابهی دست و پنجه نرم کرده اند می تواند درک و دلگرمی ایجاد کند. برای معتادان به عشق کمی شبیه AA است – مکانی برای صادق بودن در مورد مبارزات خود و تلاش برای تغییر. اما شاید مهم ترین عاملِ تغییر، انگیزه باشد. زنباره باید بخواهد که تغییر کند. غالباً، این حس از برخورد به نوعی صخرهء احساسی ناشی می‌شود – فهمیدن اینکه هیجان تعقیب و گریز دیگر ارضا نمی‌شود، نیاز عمیق‌تری برای ارتباط وجود دارد که برآورده نمی‌شود.

فصلی نو:
بهبودی به معنای تبدیل شدن به فردی متفاوت نیست. این موضوع در مورد ادغام تمام بخشهای وجودیِ خود – بیرونی جذاب و درونی آسیب پذیر – در یک کل، معتبرتر است. این درهم آمیختن در مورد یادگیری این است که آن جذابیت و کاریزما را در ارتباطات واقعی به جای فتوحات سطحی هدایت کنید. برای بسیاری از زنبارگان سابق، این سفر منجر به روابط رضایت‌بخش‌تر از آنچه که تصور می‌کردند می‌شود. آنها یاد می گیرند که از عمق و غنای صمیمیت عاطفی لذت ببرند، به جای اینکه دائماً هیجان بعدی را دنبال کنند، در ساختن یک زندگی با یک نفر هیجان پیدا کنند.

اما راه آسانی نیست. عادت های قدیمی به سختی از بین می روند و وسوسه بازگشت به الگوهای آشنا می تواند قوی باشد. این سفر نیاز به هوشیاری مداوم و تعهد به رشد شخصی دارد. اما برای کسانی که این سفر را انجام می دهند، پاداش آن غیرقابل اندازه گیری است. نتیجه اینکه، روانشناسی زنباره مجموعه‌ای پیچیده از تجربیات دوران کودکی، تأثیرات اجتماعی، شیمی مغز و انتخاب‌های شخصی ست. درک این عوامل می تواند به ما کمک کند به جای قضاوت، با شفقت به این رفتار نزدیک شویم و در عین حال مرزهای سالم را حفظ کنیم.

فرقی نمی‌کند شما زنباره ای هستید که به دنبال تغییر هستید، کسی که از کسی آسیب دیده است، یا فقط ناظری کنجکاو، این نکته را به خاطر بسپارید: در قلب این رفتار یک انسان قرار دارد، با تمام پیچیدگی‌ها و پتانسیل‌های رشدی که مستلزم آن است. با تابش نور بر این ساز و کارهای (مکانیسمهای) روانی، دری را برای بهبود و تغییرات مثبت باز می کنیم.
و چه کسی می داند؟ شاید دفعه بعد که در میخانه ای با افسونگری خوش سر و زبان روبرو شدید، نمای اصلی را در انسان آسیب پذیر زیر آن ببینید. از این گذشته، درک، نخستین گام به سوی همدلی است و همدلی کلید ارتباط واقعی انسانی است.

***

Reference

1.Buss, D. M., & Schmitt, D. P. (1993). Sexual strategies theory: An evolutionary perspective on human mating. Psychological Review, 100(2), 204-232.

2.Fisher, H. E. (2016). Anatomy of love: A natural history of mating, marriage, and why we stray. WW Norton & Company.

3.Levine, A., & Heller, R. (2010). Attached: The new science of adult attachment and how it can help you find-and keep-love. Penguin.

4.Rhoades, G. K., Stanley, S. M., & Markman, H. J. (2010). Should I stay or should I go? Predicting dating relationship stability from four aspects of commitment. Journal of Family Psychology, 24(5), 543-550.

5.Schmitt, D. P. (2005). Sociosexuality from Argentina to Zimbabwe: A 48-nation study of sex, culture, and strategies of human mating. Behavioral and Brain Sciences, 28(2), 247-275.

6.Sternberg, R. J. (1986). A triangular theory of love. Psychological Review, 93(2), 119-135.

7.Twenge, J. M., Sherman, R. A., & Wells, B. E. (2015). Changes in American adults’ sexual behavior and attitudes, 1972-2012. Archives of Sexual Behavior, 44(8), 2273-2285.

8.Walster, E., Walster, G. W., & Berscheid, E. (1978). Equity: Theory and research. Allyn & Bacon.

9.Zeigler-Hill, V., Besser, A., Morag, J., & Campbell, W. K. (2016). The Dark Triad and sexual harassment proclivity. Personality and Individual Differences, 89, 47-54.

10.Zilbergeld, B. (1999). The new male sexuality. Bantam.

***

بازی پوکمون:

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%DA%A9%D9%85%D9%88%D9%86

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *