
اروپا و جنگ اسراییل – آمریکا با ایران
اروپاییها به طور فزایندهای بین وفاداری به رئیس جمهور ترامپ و خطر درگیری نظامی با ایران مردد هستند.
پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، دولتهای اروپایی تا حد زیادی از نظر سیاسی با واشنگتن و تلآویو همسو شدند، زیرا در ابتدا احساس نمیکردند که مستقیماً تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند. با این حال، این وضعیت با اختلال در کشتیرانی از طریق تنگه هرمز تغییر کرد و پیامدهای اقتصادی این درگیری را بسیار به اروپا نزدیکتر کرد.
علیرغم فشارهای رئیس جمهور ترامپ، کشورهای اروپایی همچنان تمایلی به انجام عملیات نظامی ندارند. در عوض، آنها خود را به آغاز «هماهنگی» با تعداد کمی از شرکای مایل محدود کردهاند. تردید آنها نه تنها نشاندهنده گزینههای نظامی محدود، بلکه نگرانی گستردهتری در مورد کشیده شدن به یک درگیری طولانی مدت است.
اگرچه رئیس جمهور ترامپ از تعلیق پنج روزه حملات به زیرساختهای انرژی ایران خبر داد، اما استقرار همزمان هزاران تفنگدار دریایی ایالات متحده در منطقه خلیج فارس، ترس از «خزش ماموریت» – تشدید تدریجی دخالت نظامی – را افزایش میدهد.
تنشها همچنین در ناتو و اتحادیه اروپا افزایش یافته است. پس از نزدیک شدن یک پهپاد به پایگاه بریتانیا در قبرس، بحثهایی در مورد استفاده از بندهای دفاع جمعی، یعنی ماده ۵ ناتو و ماده ۴۲.۷ اتحادیه اروپا، مطرح شد. با این حال، تاکنون کشورهای عضو از اجرای این تعهدات خودداری کردهاند. اگر این درگیری ادامه یابد، اروپا با فشار فزایندهای برای انتخاب بین وفاداری به رئیس جمهور ترامپ و خطرات دخالت عمیقتر مواجه خواهد شد.
به نظر میرسد روسیه به نوبه خود در کوتاه مدت از افزایش قیمت نفت سود میبرد و بنابراین ممکن است در طولانی شدن درگیری ذینفع باشد.
گزارشها حاکی از آن است که مسکو پشتیبانی نظارتی محدودی را در اختیار ایران قرار داده است، اگرچه احتمالاً این مشارکت محتاطانه خواهد بود تا به روابطش با اسرائیل و کشورهای خلیج فارس آسیبی نرسد. تنشهای گذشته – از جمله شکایات ایران مبنی بر اینکه روسیه اطلاعات مربوط به شبهنظامیان تحت حمایت ایران در سوریه را با اسرائیل به اشتراک گذاشته است – پیچیدگی این روابط را برجسته میکند.
در عین حال، حملات رئیس جمهور ترامپ به کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا نشان میدهد که دولت او ارزش کمی برای حفظ روابط پایدار با روسیه قائل است.
در نهایت، باز نگه داشتن تنگه هرمز به روشی پایدار تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که جنگ به پایان برسد. بنابراین، مؤثرترین ابزارهای اروپا احتمالاً سیاسی خواهند بود تا نظامی – مشابه تلاشهای دیپلماتیک آن پس از سال ۲۰۰۳ که در نهایت به توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران منجر شد.
(هاینز گارتنر، TVP-World، ورشو، ویدئو در پست بعدی)

دیدگاهتان را بنویسید