
پشیمان
روشنفکری سیاسی ما
پشیمان
******************
کم نیستند کسانی که خود را برای یاری در فروانداختن رژیم پیشین کشور سرزنش می کنند و به تلخی. دستاوردهای رژیم پیشین در بسیاری زمینه ها درخور که چشمگیر بود. در برخی زمینه ها بسی فراتر از سهمی که نظام قدرت جهانی برای کشوری جهان سومی و واپسمانده که درآمد ارزی عمده اش از فروش نفت به دست می آید، می پذیرد.
برخی از کسانی که امروزه پشیمان اند رُک و بی پرده پوشی می گویند در آن زمان دروغ گفته اند، فقط برای بدنام کردن رژیم پیشین. برخی دیگر می گویند اشتباه کرده اند.
در این میان دکتر داریوش شایگان و زنده یاد دکتر همای ناطق جایی ویژه دارند. زیرا با همهء شأن آکادمیک برتر و پیشینهء پژوهشگری برجسته اشان پشیمانی خود را با واژه هایی بازگو می کنند که همچند واژگان کف خیابان است ! چرا؟
یعنی ترکیدن کوهی از احساسات تلخ انباشته شده. مگر پیامد همان نگرش احساساتی همین حال و حس کنونی نیست؟ اکنون چنان می نویسند که گویی در آن روزگار پلیس مخفی و ترسی تا بُنِ استخوان از چنگال دراز ساواک در جانمان نبود؟ مگر قلدری و بُلکامگی رژیم امان اظهار نظری ناموافق، و نه مخالف حتی، به نزدیکترین کسان به حکومت را روا می داشت، حتی اگر کسی بود چون ابوالحسن ابتهاج و اظهار نظر کارشناسی اش دربارهء نامناسب بودن احداث کارخانهء کود شیمیایی در شیراز؟
مگر بهره برداری از قدرت برای سود خود و زیان کشور در میان نبود و بسیار دیگر.
همان اندازه که آن داوریهای یکسونگرانه زیان آور بود مطلق سازی کنونی گمراه کننده است. آیا زمانی نرسیده است که دیو و فرشته سازی را کنار افکنیم؟ آیا هنگام آن نیست که این پوستهء آسیب رسان بینش استوره ای که ما را از دیدن بیواسطهء واقعیت محروم می کند شناسایی کرده بپذیریم و به دورش افکنیم؟
/-
جامعه ما نه تنها عقلانی نیست بلکه غیر عقلانی یا شاید ضد عقلانی باشد. مشکلات ما مشکلات امروزی است. بنابراین برای حل آنها باید عقلانیت امروزین داشت که نداریم. روشنفکران ما در تشدید این ضد عقلانیت بی تاثیر نبوده اند.از آل احمد و علی شریعتی گرفته تا مترجمان آثار پست مدرنیستی
خردورزی و خردستیزی
“فکر می کنم ارزش فراوان کتاب این است که یک غیرایرانی آن را نگاشته و برای من نکته شگفت انگیز در این کتاب، این بود که انتظار نداشتم چهره پادشاه ایران این چنین باشد؛ یک میهن پرست قدرتمند که در مسایل گوناگون برای آمریکا مشکل ساز بود. ایرانیانی که کتاب را خوانده اند از آنچه در روابط پنهان [ایران و آمریکا] روی داده، مبهوت و متحیر شده اند. ما می دانیم که برای از میان برداشتن شاه، [معمر] قذافی رهبر وقت لیبی، منابع مالی را تامین می کرد و [یاسر] عرفات [رهبر وقت سازمان آزادیبخش فلسطین] آموزش چریکها [ی ایران] را در لبنان برعهده داشت. ما می دانیم که سلاحهای بسیار مدرن، تنها می توانست از زرادخانههای بلوک شرق تامین شوند. این اطلاعات اکنون از اسناد محرمانه منتشر شده دولت آمریکا بدست آمده که در دولت [جیمی] کارتر جزو اسناد طبقه بندی قرار گرفتنند. ما حتی از میزان دلارهایی که قذافی از طریق سفارت لیبی در بیروت در اختیار عوامل انقلاب ایران قرار می داد آگاهیم؛ بنابراین تلاشهای سازماندهی شدهای برای بیثبات کردن ایران و سرنگونی نظام پادشاهی در آن کشور وجود داشت. ” http://www.radiofarda.com/a/f3-fall-of-heaven/28362731.html
سندی درخور نگرش دربارهء روابط ایالات متحده و ایران، ۱۹۶۹ ~ ۱۹۷۶
chrome-extension://efaidnbmnnnibpcajpcglclefindmkaj/https://goodtimesweb.org/frus/frus1969-76v27.pdf